بی بهانه برای تولد جیمز جوییس
عدهاي "جويس" را ديوانه مغلقگو ميدانند كه درگيرياش با زبان او را به بيراهه كشانده و يا اين كه او استعدادي بينظير است كه از حدود درك انسان امروز هم فراتر رفته است ."جيمز آگوستين آلوي سيوس جويس" در دوم فوريه سال 1882 در ايرلند ، در خانواده اشرافي رو به زوالي متولد شد .او در سال 1941 تقريبا نابينا در شهر زوريخ ، از دنيا رفت.داستان هاي جويس عناصر تقريبا ناهمگوني را درميآميزند: عرفان شاعرانه و شيوه ناتوراليستي ، دقت در تصويرپردازي و توجه بسيار به صدا و آهنگ صدا ، حقارت بياندازه و دلسوزي فراگير. جويس در سراسر آثارش همواره از طنز و كنايه و اشاره به اساطير و كتابهاي مقدس استفاده ميكند و مخاطب او اگر بتواند معناي اين همه رمز و كنايه را دريابد به لذتي ميرسد كه شايد از مطالعه هيچ اثر ديگري درنيابد.جويس پيش از آن كه نويسنده باشد، يك مهندس زبان است. نگاه ويژه جويس به زبان و كلمات به عنوان سلولهاي تشكيلدهنده بدنه داستان، چنان عميق و بديع است كه هنوز منتقدان درگير كشف لايههاي مبهم داستانهاي جويس هستند. بخشهايي كه در لابهلاي كلماتي نو كه توسط خود جويس اختراع شده، مستترند. از اين روست كه كتابي مانند «اوليس» مانند كتابهاي ديني داراي چندين تفسير و تحليل است و باز به همين خاطر است كه در مورد جويس دو نظر كاملاً مخالف وجود دارد. اين كه عدهاي او را ديوانه مغلقگو ميدانند كه درگيرياش با زبان او را به بيراهه كشانده و يا اين كه او استعدادي بينظير است كه از حدود درك انسان امروز هم فراتر رفته است.
نوآوري جويس در زبان خارقالعاده است. او نه تنها واژههاي كهن زبان خود را احيا ميكند، بلكه در آثارش دست به واژهسازي هم ميزند. واژگاني با بيش از صد حرف و يا تركيبي از چندين كلمه كه يك كلمه را تشكيل ميدهند تا حسي چندگانه را نشان دهند. واژهگاني چند لايه كه چندين معنا را ميرسانند.