خواب راحت هامون

شايد شکيبايي هم حالا مثل آن صحنه غمبار هامون که عکسش روي حجلهاي بود و خواب ميديد که در سردابهاي قرون وسطايي تلو تلو ميخورد، يک جايي باشد بين زمين و آسمان ...و خواب ميبيند که مرده است و خواب ميبينيم که مرده است.صبح يكشنبه دوستداران خسرو شکيبايي با او در ازدحام نه در خلوت وداع کردند. وداع با او که يک آدم مخصوص به خود بود، وداع با او که خاطرههاي بسياري را ساخت و ... صبح يكشنبه خيابان حافظ تنها شنونده صداي پاي کساني بود که ميدويدند تا از قافله عقب نمانند. زنگها به صدا درآمده بود و او بيخبر از همه جلو جلو ميرفت و صبر نميکرد... بايد ميدويدي تا به او برسي و براي همين بود که سنگفرش خيابان حافظ صبح يکشنبه 30 تير تنها شنونده صداي پاي کساني بود که ميدويدند تا به خسرو برسند که همه را گذاشته و رفته بود.
خسرو شكيبايي بازيگر خاطرههاي هامون ظهر يكشنبه در رديف 144 شماره 24 قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) براي هميشه آرام گرفت.