تبليغاتX
باران
نوشته های یک روزنامه نگار
 تلخی
چه تلخ می خواند

این پرنده ی شوم

بر درختی که

من اش

به خون دل آبش داده ام...

|+| نوشته شده توسط فضلي در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386  |
 ناتمام
تمام من،مبارزه است

تمام نا کجای من یه جا دلش شکسته است

یه جا میان این زمین و آسمان رها شده

تمام ناتمام من....

|+| نوشته شده توسط فضلي در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386  |
 ستاد حمایت از یاران خاتمی در دفتری سینمایی و قربانی شدن سنتوری

1 - وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت: فيلم «سنتوري» به احترام سينما، هنرمندان،‌ اعتقادات مردم و فرهنگ عمومي ما هرگز نمايش داده نمي‌شود. صفار هرندي البته به این نکته هم اشاره کرده که داريوش مهرجويي به عنوان فيلم‌ساز برجسته‌ كشور در كار خلق آثار مناسب، فعاليت خود را ادامه دهد. عجبا از اینهمه احترام !!!

احترام به سینما ! هنرمندان! عجبا که هر چیزی سر جای خودش نیست!

و عجیبتر اینکه آقایان اهل احترام  به فیلم دایره زنگی پروانه نمایش دادند!

هفته پیش به لطف آقای تاجیک فیلم دایره زنگی پریسا بخت آور را در یک نمایش خصوصی دیدم ،فیلم خوبی بود اما به شدت فکر می کردم که هرگز دایره زنگی به نمایش در نمی آید،چون با این ممیزی ها احتمالا فقط تیتراژ فیلم باقی می ماند! اما بعد از این احترامی که نصیب سینما شد تعجبم از اینه که نکنه مهرجویی از لیست هنرمندان سینما کنار گذاشته شده که اینگونه با سنتوری رفتار می کنند و پرونده اش را برای همیشه بستند!  بدون شک سنتوری قربانی شد ...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

۲ - منیژه حکمت کارگردان  سینما، دفتر خود را به ستاد حمایت از ائتلاف اصلاح طلبان و یاران خاتمی تبدیل کرده است. در اولین برنامه حکمت و هنرمندان همراه  که پنجشنبه گذشته برگزار شد چهره های شناخته شده ای حضور داشتند.

 

 

|+| نوشته شده توسط فضلي در شنبه هجدهم اسفند 1386  |
 دلتنگی

 

فضا بس ناجوانمردانه تنگ است!!

 

 

|+| نوشته شده توسط فضلي در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386  |
 سنتوری سقط شد

بعد از حواشی جشنواره فیلم فجر که با تمام قدرت بر متنش غلبه کرده بود و تنها یکی دوتا فیلم بود که گهگاه در گوشه کنار صحبت از پدیده بودنشان می شد.درست زمانی که تنها تعدادی از فیلمهاکه پس از دوران نقاهت از عمل جراحی به جشنواره رسیدندو تعدادی دیگر زیرتیغ جراحان سینمای امروز دچار حذف و ممیزی و تعدادی بعد از جراحی هم بهوش نیامدند و حتی یکی دوتا از فیلمها هم پس از ریکاوری یک بار چشم باز کردند و برای بار دوم کپسول اکسیژن را قطع کردند تا نکند دچار اپیدمی شوند،درست همان زمان که همه بجای پرداختن به سینما و فیلمهایی که یکسال منتظر به نمایش درآمدنشان بودیم، حواشی آنقدر پررنگ و مه آلود فضای زمستانی سینمای را سرگرم کرده بود، غافل از اینکه فیلم فروش های کنار خیابان تغذیه پرمسمایی نصیبشان شده بود و دوستان پشت پرده شان هی در حال تکثیر دی وی دی بودند. هنوز از آن فضای بدعت ممیزی در حال اکران جشنواره ،درد سینمایمان را رنج می بردیم که یکهو در کوچه ،خیابان،تاکسی،محل کار،تلفن و همه جا حرف سنتوری مهرجویی به گوش می رسید. دست به دست،کوچه به کوچه و همه حا آوای سنتوری در تهران پیچید...و همه به جای اینکه آخرین ساخته مهرجویی را روی پرده ی نقره ایی ببینند، اینبار با دی وی دی هایی با کیفیت و حتی زیرنویس انگلیسی در خانه هایشان چندین و چندبار به تماشا نشستند. از اینکه سنتوری را نه به طور قاچاق بلکه روی پرده ی نقره ایی در جشنواره پارسال دیدم خوشحال بودم و برایم خیلی جذاب بود که بالاخره فیلمی موزیکال روی پرده سینمای ایران می بینم.سنتوری با کارگردانی ،بازیگری ، فضا و محتوای تامل برانگیزش این روزها بیشتر به حمایت سینمادوستان احتیاج دارد تا اینکه باز حواشی آن بر متنش غلبه کند. یادمان می رود و هی حواشی پررنگ تر می شود.حواشی که با زمستان آمد و این روزها که از برف دیگر خبری نیست ،ریز و درشت تمام کوچه و خیابانهای تهران را پر از دی وی دی  های مه آلود کرده.سنتوری نه تنها دوران نقاهتش را قبل از جشنواره پارسال سپری کرد، حتی یک بار هم چشم باز نکرد، بلکه سقط شد در کوچه پس کوچه های تهران...

 

پی نوشت: دوست ندارم این موضوع را بزرگ جلوه کنم،اما یادم می یاد پارسال پس از جشنواره، گفتگویی با محسن چاووشی خواننده فیلم سنتوری را خواندم،آن گفتگو سرشار از گلایه های چاووشی از مهرجویی بود.او از این همکاری خوشحال بود اما از دستمزدی که برای ساختن ترانه هایش در فیلمی موزیکال چون سنتوری گرفته بود ، ناراضی و غمگین.چاووشی مبلغ دستمزدش را فقط ۱۰۰ هزارتومان عنوان کرده بود و من پس از خواندن آن حرفهای دردآور به عملکرد مهرجویی مبهوط ماندم...فیلمی که مفهوم و محتوای نابش به ترانه های سنتوری به شدت وابسته است چطور نادیده گرفته می شود؟ چه بسا که حتی نام چاووشی هم در تیتراژ فیلم چشنواره به علت تیغ جراحان بخیه شده بود اما گویا دی وی دی رایج شده با نام خود چاووشی در تیتراژ منتشر شده...تهیه کننده و کارگردان سنتوری دستمزد مناسبی به چاووشی ندادند، نکنه این مثل معروف اینجا صدق کند،از این دست بدی ،از آن دست میگیری!!!

|+| نوشته شده توسط فضلي در پنجشنبه نهم اسفند 1386  |
 رفتن پدر و مادر
خدا کنه هیچ وقت اون روز نیاد
|+| نوشته شده توسط فضلي در پنجشنبه نهم اسفند 1386  |
 رویا
افتخار بزرگ من ،تمام کارهاییست که نکرده ام
|+| نوشته شده توسط فضلي در چهارشنبه هشتم اسفند 1386  |
 
 
بالا